پرسش: اگر فلسفه عباداتی همچون روزه کسب تقواست، خود تقوا به چه معناست؟

پاسخ: تقوا يعني خودت را حفظ كن. شما چرا كفش پا مي‌كنيد؟ چون می‌خواهید تيغی در پايتان نرود. همان‌طور كه كفش مي‌پوشيد تا تيغ در پايتان نرود، تقوا همانند لباسي است كه سبب می‌شود تيغ گناه در بدن نرود. «أَلْبِسْنِي زِينَةَ الْمُتَّقِينَ»[1] تقوا يعني انسان حالتي کسب کند كه نفوذ ناپذير باشد. دستي كه چرب است وقتی آب مي‌ريزي، چربي آب را پس مي‌زند. زميني كه سفت و سنگی است، كلنگ كه مي‌زني سر كلنگ كج مي‌شود. اما زمين سوراخ نمي‌شود.

تقوا يعني نفوذ ناپذير بودن . اگر با يك عكس، فيلم ، متلك، رشوه، تهدید منحرف شدیم، معلوم مي‌شود نفوذپذير هستيم. مؤمن كسي است که به وظيفه‌اش عمل کند و نفوذ ناپذير باشد. وقتي آیت‌الله مطهري شهيد شد، امام فرمود: ما را بكشيد! ما محكم‌تر مي‌شويم.مثل ميخ هرچه در سرش بزني، بيشتر در چوب فرو مي‌رود و سفت‌تر مي‌شود. توپ را هرچه محكم‌تر به زمين بزني، بالاتر می‌رود.



[1]. صحيفه سجاديه،ص92.

پرسش و پاسخ های روز،ج3،موسوی باروق



تاريخ : چهارشنبه 1 مرداد1393 | 11:57 | نویسنده : موسوي باروق |

پرسش: حکمت و فلسفه وجوب روزه چه چیز می‌تواند باشد؟

پاسخ: اولاً: خداوند فلسفه روزه را کسب تقوا و دوری از گناهان بیان کرده است «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»[1] امام صادق(عليه‌السّلام) هم در مورد فلسفه‌ى روزه فرموده‌اند: «لِيَسْتَوِيَ بِهِ الْغَنِيُّ وَ الْفَقِيرُ»[2] كه غنى و فقير، هر دو مزه گرسنگى را بكشند. بيشتر گناهان انسان به خاطر شهوت و غضب است و گرسنگى غضب و شهوت را كم مى‏كند. اگر در كپسول گاز نباشد شعله هم وجود نخواهد داشت. آب كه به ريشه نرسد، شاخه‏ها خشك مى‏شوند.

ثانیاً: روزه تمرين اراده است شخصی كه سى روز دست به حلال نزد، مى‏تواند دست به حرام هم نزند.



[1]. سوره‌ی بقره،آیه 183.

[2]. من ‏لايحضره‏ الفقيه، ج2، ص73.

پرسش و پاسخ های روز،ج3،موسوی باروق



تاريخ : چهارشنبه 1 مرداد1393 | 11:55 | نویسنده : موسوي باروق |

پرسش: آیا انجام گناه در ماه رمضان و مكان مقدس كيفر بيشتري دارد؟

پاسخ: بله گناه در ماه رمضان و مكان مقدس كيفر بيشتري دارد چنانکه حضرت علي(عليه‌السّلام) هشتاد تازیانه به نجاشي شاعر معروف به خاطر شرب خمر زد و سپس يك شب او را بازداشت كرد و دوباره فردا احضار و بیست ضربه ديگر زد. نجاشي گفت: يا اميرالمؤمنين (عليه‌السّلام) حد شراب هشتاد تازیانه است، اين بیست ضربه اضافی و بازداشت شبانه برای چیست؟ حضرت فرمودند: «هَذَا لِتَجَرِّيكَ عَلَي شُرْبِ الْخَمْرِ فِي شَهْرِ رَمَضَان»[1] چون تو احترام ماه رمضان را نگه نداشتی، این بیست ضربه‌ی اضافی به خاطر تجری و گستاخی تو به خاطر شرب خمر در ماه رمضان است.

پرسش و پاسخ های روز،ج3،موسوی باروق



[1]. كافي، ج7، ص216.



تاريخ : چهارشنبه 1 مرداد1393 | 11:53 | نویسنده : موسوي باروق |

پرسش: چرا بعضی اوقات انجام اعمالی مثل نماز و روزه ... در ما تغییری ایجاد نمی‌کند؟

پاسخ: بهترين چوب را اگر به يك جعبه كبريت بكشيم روشن نخواهد شد اما يك چوب كبريت هر چند نامرغوب باشد با يك‌بار كشيدن روشن مي‌شود. چرا؟ چون چوب كبريت بر خلاف چوب‌هاي ديگر چيزي در سر دارد. مهم نيست از كدام جنس و يا نژاديم اگر چيزي در سر داشته باشيم با رسيدن به ماه رمضان يا قرآن روشن مي‌شويم و گرنه هزاران رمضان مي‌آيد و مي‌رود و ما بر همانيم كه بوديم.

ماشين سالم با يك استارت روشن مي‌شود. اما اگر نقص فني داشته باشد داخلش را پر از سويچ كني باز هم روشن نمي‌شود. اگر كسي بخواهد نماز بخواند روي چمن هم شده نماز مي‌گزارد و اگر نخواهد سجاده دو متري هم بدهي نمي‌خواند. لذا خود شخص باید از درون جوهر داشته باشد.

پرسش و پاسخ های روز،ج3،موسوی باروق



تاريخ : چهارشنبه 1 مرداد1393 | 11:44 | نویسنده : موسوي باروق |

این که با کسی که بی قرار نیست ،صبح و شب

گفتگو کنی که انتظار چیست،خنده دار نیست؟

چقدر خنده داره که آقا در تمام اوقات به یاد و مراقبت ما است و مشتاقانه ما را می طلبد ولی ما در شبانه روز ؛حتی دقایقی را هم به ایشان اختصاص نداده ایم....

چقدر خنده داره زمانی که در مجلسی وارد می شویم ویا به دیدار کسی می رویم سعی میکنیم زیبا و آراسته جلوه نماییم؛اما به اینکه آقا ؛چگونه ما را بپسندد و چگونه ما را دوست داشته باشد؛ توجهی نکرده ایم و همیشه در محضرشان آلوده و زشت حضور یافتیم...

چقدر خنده داره که ما با این همه لطف پدرانه آقا ؛ما هنوز ایشان را به عنوان یک عضو خانواده خود نپذیرفته ایم ، چرا که یک فرزند ، به پدر خود افتخار می کند و جایش را در شادی ها خالی میکند و هیچ گاه با گستاخی و بی حیایی در مقابل پدر نمی ایستد....

چقدر خنده داره که ما غم مسکن و ازدواج، کار ،تجارت و حتی غم اعضای خانواده و اقوام را می خوریم وبرای برطرف کردن همه این غم ها تلاش میکنیم اما در بین غم های ما از غم تنهایی و مظلومیت آقا از مشکلات و اضطرارشان از گریه ها و ناله هایشان که از گناهان ما سر می دهند ، سهمی وجود ندارد...

چقدر خنده داره که ما برای رسیدن به خواسته هایمان دست به دامان هر کسی می شویم که او نیز برای بر آورده شدن حاجات ما دعا کند ؛اما افسوس که چنین حالتی را در فراق آقا نداریم، چرا که ظهورشان برای ما به عنوان حاجت ضروری محسوب نمی شود.

چقدر خنده داره که ما با اینکه در زمان حضور آقا هستیم ، جوانی و عمرمان را به غیر از ایشان صرف کرده ایم در حالی که رئیس مکتب شیعه امام صادق علیه السلام می فرمایند: اگر او را درک می کردم تمام ایام زندگی را خود به او خدمت می کردم....

چقدر خنده دارهکه با اینکه ادعای دوستی با آقا را داریم ولی در برخی مجالس رویمان نمی شود از ایشان سخن بگوییم چرا که به ما می گویند مذهبی و متحجر...!

چقدر خنده داره که در فعالیت های اداری و سیاسی مان از نام آقا استفاده مینماییم اما هیچ گاه رضایت ایشان را در دستور جلسات و نقشه هایمان در نظر نمیگیریم و شاخص فعالیت مان را با ایشان تنظیم نمیکنیم...

چقدر خنده داره با اینکه می دانیم که جد بزرگوار آقا ، امام حسین  علیه السلام برای احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند و به شهادت رسیدند اما ما به راحتی از منکر عبور میکنیم وخودمان را به ندیدن و نشنیدن می زنیم...

چقدر خنده داره که ادعای دوستی وجان فدایی آقارا داریم ،ولی به توصیه هایشان توجهی نمی کنیم...

چقدر خنده داره که با این همه بی معرفتی و نا مهربانی ما ، هرگز آغوش گرم و شیرینشان را بر روی ما نمی بندند...



تاريخ : یکشنبه 8 تیر1393 | 19:13 | نویسنده : موسوي باروق |

پرسش: به چه دلیل تشیع فقه‌ا‌ش را از اهل‌بیت گرفته است،درصورتی که اهل سنت این طور عمل نکرده‌اند؟

پاسخ: چون تا پيامبر(صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏) زنده بود شيعه و سني نبود،پيامبر(صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏) رهبر همه‌ی مسلمانان بود. بعد پيامبر(صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏) شيعه فقه‌ش را از اهل‌بیت (عليه‌السّلام) و اهل‌سنت فقه‌شان را از چهار تا عالم ديگر؛ به نام‌های «ابوحنيفه»،«شافعی»، «مالک» و «احمد حنبل» گرفتند و هر کدام دلیل خاص خودشان را دارند.

چند آیه در قرآن مؤید اهل‌بيت(عليه‌السّلام) است شيعه فقه‌ش را از اهل‌بيت(عليه‌السّلام) می‏گيرد:

1- قرآن وقتی به کلمه‌ی اهل‌بيت(عليه‌السّلام) می‌رسد می‏گويد:«إنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» یعنی اهل‌بيت(عليه‌السّلام) معصومند.

2- اهل‌بيت متولد قرن اول بوده‌و جزو سابقين هستند، اما همه‌ی علمای اهل‌سنت متولد قرن دوم به بعد و جزو متأخرين هستند. یعنی حضرت‌على و امام حسن و امام حسين‏(عليه‌السّلام) از سابقين هستند و ائمه چهارگانه اهل‏سنت (مالكى، شافعى، حنبلى، حنفى) همه از متأخرين مى‏باشند. و چون اهل‌بیت يک قرن جلوترند و قرآن نیز آن‌ها را مقرب می‌داند:«و السّابِقُونَ السّابِقُونَ أوْلئِكَ الْمُقَرَّبُونَ»[1]

3- قرآن مى‏فرمايد:«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِى سَبِيلِ اللّه أَمْوَاتاً»[2] و «فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِين»[3] کسی که در راه خدا شهيد شده ارزشش بيشر از آن کسی است که شهيد نشده است.تمام پيشوايان شيعه، جهاد كرده و در راه خدا شهيد شده‏اند، ولى ائمّه چهارگانه اهل‏سنت چطور؟ درباره ائمه چهارگانه اهل سنت يك آيه هم در قرآن وجود ندارد.

پس شیعه به دليل اين كه اسم اهل‌بيت در قرآن آمده است، به دليل اين كه اهل بيت معصوم هستند، به دليل اين كه اهل‌بيت‌ صدسال سابقه‌شان بيشتر از فقهاى ديگر است، به دليل اين كه اهل بيت در راه خدا شهيد شدند و به دليل سفارش‌هاى رسول اكرم(صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏) احکام فقهی، اعتقادی، سیاسی و اجتمای‌اش را از اهل‌بیت گرفته است.

پرسش و پاسخ های روز،ج3،موسوی باروق

[1]. سوره‌ی واقعه،آیه 10.

[2]. سوره‌ی آل‌عمران،آیه 169.

[3]. سوره‌ی نساء،آیه 95.



تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد1393 | 12:45 | نویسنده : موسوي باروق |

پرسش: شرایط لازم برای تصدی امامت چیست؟

پاسخ:1- تعیین از طرف خدا «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»[1] چون بناست بشریت را به سوی خدا هدایت کند.

 2- علم گسترده و فراگیر؛ هر چه از او بپرسیم بتواند جواب بدهد چنانکه شرائط استاد دانشگاه جز این نیست که دانشجو هرچه بپرسد بتواند جواب دهد، حالا رنگ کفش‌اش رنگ کت و شلوارش وزن استاد، سن استاد، شهری است یا دهاتی بودن و فقیر یا پولدار بودن شرط نیست.

به تعبیر دیگر امام باید علم غیب داشته باشد، البته وقتي مي‌گوييم علم غيب داشته باشد، این علم از خود امام نيست و از طرف خداوند است. فقط خداوند است که علمش از خودش است و ذاتی اوست. گاهي بانك خودش پول چاپ مي‌كند گاهي پول چاپ شده را نگه مي‌دارد. زميني كه خودش نفت داشته باشد يا زميني كه نفت را با لوله برايش بفرستند فرق مي‌كند.

پرسش و پاسخ های روز،ج3،موسوی باروق

[1]. سوره‌ی بقره،آیه 124.



تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد1393 | 12:42 | نویسنده : موسوي باروق |

پرسش: چرا تعیین پیامبر و امام بر اساس دمکراسی و رأی مردم نیست؟

پاسخ: اعتقاد ما این است که پیامبر و امام بايد معصوم باشند و احدی غیر از خدا نمی‌داند چه کسی معصوم است. نبوت و امامت مثل ریاست جمهوری یا نمایندگی مجلس نیست که بگوئیم مردم رأی بدهند چرا که امامت به دليل قرآن و حدیث عهد الله است. یعنی؛ از اموری است که به خدا مربوط است و نمي‌شود در اموری که به خدا مربوط است مشورت كرد و آن را به رأی گذاشت. «لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ»[1] «إِنَّ الْإِمَامَةَ عَهْدٌ مِنَ اللَّهِ»[2] اين عهد و پيمان به افراد ظالم نمي‌رسد.

قرآن مي‌فرمايد: «وَ اخْتارَ مُوسى‏ قَوْمَهُ سَبْعِينَ‏ رَجُلًا لِمِيقاتِنا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ»[3] حضرت موسى (عليه‌السلام) هفتاد نفر از بني‌اسرائيل را برای مناجات با خدا انتخاب كرد. همه‌ی اين هفتاد با ديدن آن همه معجزات، تا برای مناجات بالاي كوه رفتند، گفتند: ما مي‌خواهيم خدا را با چشم ببينيم درحالى كه آن‌ها ، برگزيده‏ از ميان هفتصد نفر بودند، وقتى برگزيدگان پيامبرى همچون موسى(عليه‌السلام) چنين از كار درآيند، چگونه مى‏توان گفت: مردم عادّى، امام را برگزينند؟! حضرت مهدى (عليه‌السلام) در پاسخ كسى كه پرسيد چرا مردم حقّ انتخاب امام را ندارند؟ فرمودند: حضرت موسى(عليه‌السلام) كه هفتاد نفر را انتخاب كرد معلوم شد لايق نبودند، پس وقتى انتخاب شدگان پيامبرى مثل موسى منحرف شدند، انتخاب‏شدگان مردم‏ چه وضعى خواهند داشت. [4]. وقتي انتخابات حضرت موسي(عليه‌السلام) پوچ درمي‌آيد، انتخاب من و شما چه مي‌شود؟ اگر انتخابات‌ ما درست بود هيچ‌كس همسرش را طلاق نمي‌داد. همه‌ي آن‌هايي كه طلاق مي‌گيرند، زماني قربان و صدقه هم مي‌رفتند.

پس چنانکه پیغمبر را باید خدا تعیین کند امام هم که جانشین پیغمبر است او را هم باید خدا تعیین کند «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»[5] چون بناست بشریت را به سوی خدا هدایت کند و اگر خداوند براي بشر امام تعيين نكند، كم لطفي كرده است.

پرسش و پاسخ های روز،ج3،موسوی باروق

[1]. سوره‌ی بقره،آیه 124.

[2]. كافى، ج‏1، ص‏278.

[3]. سوره‌ی أعراف، آيه 155.

[4]. تفسير نورالثقلين.

[5]. سوره‌ی بقره،آیه 124.



تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد1393 | 11:53 | نویسنده : موسوي باروق |

پرسش: چه نیازی به حجت الاهی و امام زمان است؟

پاسخ: قرآن می‌گوید: اگر وجود ولی خدا نباشد، بشر با این جنایاتش قابل تحمل نیست «وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍ»[1] ما با اینکه گناه می‌کنیم چرا خدا همه را نابود نمی‌کند؟سِرَّش آن است که در سوره‌ی انفال می‌فرماید: «وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ »[2] تا زمانی که تو پیغمبر، در میان مردم هستی خدا بشر را عذاب نمی‌کند، یعنی وجود حجت الاهی باعث می‌شود که خداوند،با اینکه مردم خلاف می‌کنند آنان را عذاب نکند. سفره را پهن کرده‌ایم برای اینکه مهمان غذا بخورد، اگر غذا نمی‌خورد سفره را جمع کنیم. اگر خدا سفره‌ی هستی را جمع نکرده به خاطر «أَنتَ فِيهِمْ »حجت الاهی است.

آیه‌ی دیگری می‌گوید: اگر ولی خدا در منطقه نباشد، زیرو و رو می شوید«وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ»[3]پیغمبر، مشرکین تصمیم گرفته‌اند تو را از مکه بیرون کنند، اگر تو در مکه نباشی «إِذًا لاَّ يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلاً»[4] مکه هم زیر و رو می‌شود. شاید گفته شود زیر رو نشدن زمین به خاطر وجود پیغمبر است چه ربطی به حضرت مهدی دارد؟ می‌گوییم وجود اهل‌بیت (حضرت مهدی) همانند وجود پیغمبر است، یعنی تمام کمالات پیغمبر را دارند و این حرف قرآن است و از اهل‌بیت تعبیر به «أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ »[5] کرده است یعنی اهل‌بیت مثل خود پیغمبر است؛ فتوکپی برابر اصل است.

حرف آخر: در اسكناس نخی به اسكناس ارزش مي‌دهد. اگر بانك براي اسكناس ارزش قائل است به خاطر آن نخ است. اگر اين نخ در اسكناس نباشد، بانك مركزي تمام اسكناس‌ها را آتش مي‌زند.حضرت مهدي هم نخ هستي است. «أَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاء» که اگر او نباشد «لَوْ لَا الحجة لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا»[6]، زمين اهل خود را فرو مي‌برد. : اگر زمين خالي حجت شود، اهل خود را فرو مي برد.

این قضیه منحصر به اسلام نیست، بلکه برای انبیا قبل هم بوده است. خدا به فرشته‌ها فرمود: بروید سرزمین قوم لوط را زیر و رو کنید، فرشته‌ها آمدند دیدند حضرت لوط هم آنجا است، برگشتند و گفتند: «إِنَّ فِيهَا لُوطًا»؛ حضرت لوط پیغمبر آنجاست، خداوند فرمود: «نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَن فِيهَا»[7]؛ من می دانم پیغمبر آنجاست به او می گویم:«فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ»[8] از منطقه بیرون برو، وقتی رفت آن وقت منطقه از ولی خدا خالی می‌شود و شما شهر را زیر و رو کنید. پس بنابراين: اگر وجود ولی خدا نباشد، این بشر با این جنایاتش قابل تحمل نیست.

پرسش و پاسخ های روز،ج3،موسوی باروق

[1]. سوره‌ی نحل،آیه 61.

[2]. سوره‌ی أنفال،آیه 33.

[3]. سوره‌ی إسراء،آیه 76.

[4]. سوره‌ی إسراء،آیه 76.

[5]. سوره‌ی آل عمران،آیه 61.

[6]. اصول الكافي، ج1، ص 179.

[7]. سوره‌ی عنكبوت،آیه 32.

[8]. سوره‌ی هود،آیه 81.



تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد1393 | 11:48 | نویسنده : موسوي باروق |

پرسش: با توجه به والا بودن معارف ديني، علت عقب ماندگي مسلمانان چيست؟

پاسخ: ديني كه بيشترين سفارش را بر تحصيل، تعقل، كار و تعاون كرده است هرگز مايه عقب‏ماندگي نيست بلكه سبب رشد و پيشرفت است. نگاهي به سابقه تمدن مسلمين داشته باشيد. مسلمانان از اروپا جلوتر بوده‌اند. مثلاً در زمان امام كاظم(عليه‌السّلام) ساعت اختراع كردند، هارون الرشيد يكي از آنها را برای پادشاه فرانسه فرستاد، شاه فرانسه نگاه كرد و گفت: اين جن است كه دارد این عقربه‌ها را می‌گرداند،چكش آوردند و ساعت را شكستند، يعني زماني كه جامعه‌ي مسلمانان مخترع ساعت داشتند اروپا وحشي بود. كلمه‌ی حمام دويست سال است كه در فرهنگ اروپا وارد شده است، اما هزار و چهارصد سال پيش در روايات معصومين (عليه‌السّلام) كلمه‌ی حمام داريم.

اولين كسي كه آزمايشگاه و لابراتوار را تأسيس كرد جابر بن حیان از شاگردان امام جعفر صادق(عليه‌السّلام)  بود. يكي از دانشمندان شيمي فرانسوي مي‌گويد: فرمول‌هايي كه جابر كشف كرده است، هنوز مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اما از آن جايي كه اروپا نخواسته اين گفته را بپذيرد گفته است: اين جعفر، جعفر صادق نيست. يعني تحمل نمي‌كنند كه هزار و دويست سال پيش ما شيمي‌دان داشته باشيم.

وقتی در اروپا چاپخانه اختراع شد دومين كتابي كه چاپ شد كتاب قانون بوعلي سينا بود يادمان نرود كه ما سابقه‌ی درخشاني داشتيم اما راحت طلبي و اشرافي‌گري و ...  موجب استضعاف مسلمانان شده است. پرسش و پاسخ های روز،ج3،موسوی باروق



تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد1393 | 11:33 | نویسنده : موسوي باروق |

فلسفه ی حجاب خانم ها در نماز چیست؟ خداکه باهمه محرم است؟

1. نماز دارای آثار و فواید فراوان است. یکی از آنها نهادینه کردن ارزش ها و تمرین پیوسته پاکی هاست. یاد خدا بزرگترین ارزش است و نماز های پنج گانه این ارزش را در قلوب همگان نهادینه می کند. حفظ حجاب و پوشش اسلامی نیز برای زنان یک ارزش گرانبها و تعیین کننده است. خداوند متعال تمرین و یادآوری پیوسته آن را برای زنان در نماز واجب کرده است تاهمواره بر حفظ آن پایدار باشند.

2. وجود پوششی یک پارچه برای تمام بدن و داشتن پوششی مخصوص برای نماز، توجه و حضور قلب انسان را بیشتر می کندد و از تفرقه خاطر می کاهد و ارزش نماز را صد چندان می کند.

3. داشتن پوشش کامل در پیشگاه خداوند، نوعی ادب و احترام به ساحت قدس ربوبی است. از این رو برای مرد نیز دربرداشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همین ادب حضور در پیشگاه الهی، زمینه ساز حضور معنوی و بار یافتن به محضر حق می شود.

4. حکم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم تفاوت هایی دارد و با آن قابل مقایسه نیست. به عنوان مثال به فتوای غالب مراجع تقلید، پوشاندن روی پا در برابر نامحرم واجب است ولی در نماز بدون حضور نامحرم واجب نیست.

 



تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد1393 | 11:29 | نویسنده : موسوي باروق |

پرسش: وقتی اَبرَهه خواست کعبه را خراب کند خداوند همه افراد ابرهه را نابود کرد ولی وقتی یزید کعبه را به منجنیق بست، چرا خداوند لشکر یزید را نابود نکرد؟

پاسخ: آن کس که به کعبه ارزش مي‌دهد شخص معصوم است:«لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ» قسم به کعبه، چون «وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ» (سوره‌ی بلد،آیه 2-1) چون تو در آن حلول کردي. زماني که خدا بر اَبرَهه غضب کرد کعبه، کعبه بود و تا قصد بد کردند خداوند «تَرْميهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ» (سوره‌ی فيل،آیه 5-4.) کرد.

ولي زمان يزيد، عبدالله ابن زبير همینطور که ضد یزید بود ضد امام حسین هم بود و خود را خلیفه بر حق می‌دانست و در کعبه پنهان شده بود. یزید برای اینکه دشمن خود را بکشد کعبه را به منجلیق بست و خدا هم از کعبه دفاع نکرد؛ چون کعبه خانه‌ی تيمي و پناهگاه ابن زبير شده بود. از اين مطلب مي‌فهميم که کعبه‌اي مقدس است که دشمن امام در آنجا رخنه نکرده باشد. یعنی اگر دشمن معصوم در کعبه باشد، و کعبه را هم ویران کنند، خدا  غضب نمي‌کند.

منبر مقدس است، اما اگر آخوندي بالاي منبر برود و از شاه تعريف كند، آن منبر مقدس نيست. در مسجد اموی شام، آخوند درباري بني اميه بالاي منبر رفت و از يزيد تعريف کرد. امام سجاد فرمودند: من هم مي‌توانم از اين چوب‌ها بالا بروم؟ امام سجاد به چوب تعبیر کرد نه منبر؛ چون تا مادامي که واعظ حرف بيهوده می‌زند، آن منبر، منبر نيست و چوب است. 

پرسش و پاسخ های روز، ج 3 ، موسوی باروق



تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد1393 | 10:23 | نویسنده : موسوي باروق |