وصیت نامه علامه حلی به فرزندش   

وصیت نامه علامه حلی به فرزندش       

بدان ای فرزندم : که خداوند بر فرمانبرداری اش یاری ات کناد و برانجام نیکی و ملازمت خوبی ها توفیقت دهاد. بر آنچه از خوبی ها آرزو داری تو را برساند . در دنیا و آخرت تو را خوشبخت کند و لحظه لحظه های زندگی ات را با «راحت دلی» و «چشم روشنی» همراه سازد . عمرت را با سعادت و آسایش دراز دارد و بدی ها را از تو دور کند.
چون خدا وصیت را بر من واجب کرده،به ویژه به هنگام احساس مرگ امر بدان کرده است ،تو را بدان سفارش می کنم :تقوا را از دست مده;زیرا تقوا راه و روشی است که از پیامبر(ص) باقی مانده و فریضه الهی است که مواظبت بر آن بر همه واجب است.تقوا زرهی است نگهدار انسان از بدی ها و توشه ای است جاویدان. آن سودمندترین زاد است برای روزی که انسان بی کس و چشم ها نگران است.

ادامه نوشته

نعیم یعنی تشیّع و امامت

جناب ابوخالد کابلی می گویند: میهمان حضرت امام باقر (علیه السلام) بودم که برایم غذا آوردند. حضرت فرمودند: بفرمایید بخورید. غذا را که خوردم، دیدم عجب غذای خوشمزه ایست. حضرت فرمودند: ابوخالد، نظرت چیست؟ عرض کردم: آقا جان! غذایی پاک تر و پاکیزه تر از این غذا نخورده بودم، اما به یاد آیه ای افتادم «لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعيمِ» (تكاثر : 8)
ابوخالد فکر می کرد که مراد از عبارت "نعیم" در آیه، همین نعمت های ظاهری است که خداوند به انسان داده است که یکی از آنها همین غذاهایی است که خداوند به ما عطا می فرمایند.
حضرت برای اینکه معنی حقیقی نعیم را به وی یاد داده باشند و اینکه به او بفهمانند شأن خداوند أجلّ از این است که در مورد آب و غذایی که به انسان می دهد بخواهد حساب بکشد. می فرمایند: مراد از نعیم، تشیّع و امامت است که از آنها سؤال خواهند نمود. تویی که توفیق یافته ای شیعه امیرالمؤمنین شده ای، از این نعمت سؤال خواهند کرد.

استفاده از فرصت، سوء استفاده از فرصت

آرايشگاهي آمد ريش‌هاي اميرالمؤمنين را اصلاح كند، لب‌ها تكان مي‌خورد. گفت: يا علي لبت را نگه دار، من روي لب را قيچي كنم. فرمود: لبم را نگه دارم، يك لحظه يك سبحان الله از من قطع مي‌شود. از اين چه مي‌فهميم؟
صد هسته‌ي خرما بار شتر بود. از حضرت امير پرسيدند، چيست؟ نفرمود: صد هسته‌ي خرما. فرمود: صد درخت خرما. يعني چه؟ يعني به هر هسته‌اي كه نگاه مي‌كنيم بايد نگاه يك درخت بكنيم.
خيلي فرصت‌ها تلف مي‌شود. ورزش چيز خوبي است. اما تماشاي ورزش از دست دادن فرصت است. من هرچه فكر مي‌كنم، فرق بين تماشاي ورزش با تماشاي پول چيست؟ آدم يك چهارپايه بگذارد صبح تا شب پول‌هاي بانك را ببيند. گاهي هم كه ببيند پول زياد است، سوت بكشد. صبح تا شب هم اين پول را ببيني يك ريالش را به شما نمي‌دهند. خودت بلندشو پول پيدا كن. تماشاي پول چه اثري دارد.
حالا يكوقت انسان پايش در گچ است، حالا هيچ كاري ندارد، حوصله ندارد، خوب براي آدم‌هاي كم حوصله، بي‌حوصله، بيمار، خسته، خوب تماشاي ورزش هم عيبي ندارد. اما اينكه انسان همينطور سه ساعت، سه ساعت، دو ساعت دو ساعت، اين خيلي از دست دادن فرصت است.

ادامه نوشته