عشق برای زن
عشق برای زن
نه هوس است نه نادانی
معنایش ماندن
تا پای جان است
با زن روراست باش
و زنانگی هایش
رابفهم ...
تا تمام دنیایش را
بی منت به پایت بریزد
عشق برای زن
نه هوس است نه نادانی
معنایش ماندن
تا پای جان است
با زن روراست باش
و زنانگی هایش
رابفهم ...
تا تمام دنیایش را
بی منت به پایت بریزد
سمت چپ بدن شما به سمت راست مغزتان مربوط میشود که بیشتر به کنترل احساسات عاطفی میپردازد در حالیکه سمت چپ مغز بیشتر به مسائل منطقی و دلیل و برهان میپردازد.
متخصصان میگویند قدم زدن در سمت چپ او و صحبت کردن در گوش چپ توسط نیمکره راست مغز جذب میشود که مربوط به احساسات است. این به آن مفهوم است که ممکن است او بیشتر احساساتی شود اگر با گوش چپش حرفهای شما را بشنود. تحقیقات دانشگاه هوستون میگوید اگر حرفهای احساسی با گوش چپ شنیده شود تاثیر بیشتری روی مغز میگذارد.
زمانیکه همسرتان ازدست شما ناراحت است شک نکنید میپندارد شمادوستش ندارید
سوخت یک زن همیشه عشق است
هرزمان به وی عشق ومحبت دادید همواره سرحال شادوپر انرژی می باشد
بعضی ها هستند یه جور خاص دوست داشتنی اند . یه جور عجیب دلنشین اند .
دست خودشان هم نیست .انگار خدا یک جور دیگر آفریده شان .
مثلا ساعت ها کنارشان مینشینی و خسته نمیشوی .
اصلا سیرنمی شوی از شنیدن صدایشان .
مثلا همونایی که موقع خداحافظی یهو دلت می گیره و ته دلت میگی : کاش بیشتر میماندی .
اسمش را عشق نمیگذارم شاید یک دوست داشتن عجیب است که هر کسی ممکن
است حس کند .
من اسمش را "عزیز دل کسی بودن " میگذارم !!!!
بعضی ها عزیز دلت هستند همان ها که همیشه دلت قرص است که تا اخر عمر
با همان کیفیت کنارت هستند .
همان ها که دلگیرتان نمیکنند . همان ها که دوست داشتنشان بی قید و شرط است .
در زندگی هر کسی بعضی ها وجود دارند که اصلا نمیتوان دوسشان نداشت
و من چقدر این بعضی ها رو دوست دارم !!!!!!
ما فقط می توانیم دنیای بیرون را کنترل کنیم. نمی توانیم احساس ناراحتی خود را کنترل کنیم اما می توانیم در رفتار خود ناراحتی مان را مدیریت و کنترل کنیم.
نمی توانیم فکر نگرانی خود در مورد دیر آمدن همسر یا فرزندمان را از بین ببریم اما می توانیم در برخورد با همسر و فرزند به خوبی رفتار کنیم و تلافی نگرانی خود را در رفتار با او نشان ندهیم.
ما نمی توانیم خاطرات بد گذشته را کاملا فراموش کنیم اما می توانیم در رفتار خود اثر آن خاطرات در زندگی را کنترل کنیم.
ما نمی توانیم میل شدید درونی نسبت به ازدواج یا غذا خوردن در هنگام روزه را سرکوب کنیم اما می توانیم در رفتار خود؛ عفاف داشته یا صبر و تحمل نسبت به خوردن داشته باشیم.
همچنین ما نمی توانیم حس های بدنی خود مثل سرخ شدن؛ تپش قلب و تعریق هنگام رویارویی با یک موقعیت حساس را به صورت خود خواست و ارادی از بین ببریم اما می توانیم رفتار جرات ورز را بیاموزیم و در این موقعیت ها علی رغم وجود این حس های بدنی؛ از آن استفاده کنیم.
در نتیجه ما یک دنیای درونی داریم که شامل 5 مورد رنگی و پررنگ بالاست و ذهن در کنترل آن ها عاجز است. اما یک دنیای بیرونی داریم که یکی از آنها رفتار ماست و اتفاقا بسیار نیازمند کنترل و مدیریت توسط ذهن خلاق و کارآی ماست.
مراقب باشیم چیزی که خارج از توانایی ذهن مان است را از او نخواهیم
در نظام آفرینش برخی از موجودات بر بعضی دیگر فضیلت و برتری دارند. این حقیقت را به روشنی در همه انواع آفریدههای الهی مشاهده میکنیم. جمادات همه برابر نیستند، حجرالاسود بر سایر احجار و سنگها برتری دارد. نباتات و درختان یکسان نیستند، برخی به خاطر ثمره و محصول مفید و سودمند آن از سایر نباتات و درختان ارزش آن بیشتر است.
مکانها و زمانها نیز دارای تفاوت وجودی است. مسجدالحرام بر سایر مساجد برتری دارد و نماز خواندن در آن مکان مقدس صد هزار برابر با نماز در غیر آن است. چه اینکه شب و روز جمعه بر سایر ایام هفته امتیاز دارد و شب و روز قدر بر سایر ایام سال برتری دارد شب قدر از هزار ماه بهتر است.« لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»[1]
این فضیلت و برتری در انسان ها نیز وجود دارد. دانشمند بر غیر دانشمند، امام معصوم بر همه انسان ها و پیامبران بر امّتها فضیلت دارند چنانچه قرآن کریم میفرماید: «وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلَى بَعْضٍ»[2] ما بعضی از انبیاء را بر بعض دیگری فضلیت دادیم. فضیلت و برتری انسان ها بر یکدیگر در امور مادّی به خاطر آن است که انسان ها نسبت به یکدیگر خدمات متقابل داشته باشند. قرآن کریم میفرماید: «رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا»[3] ما درجات بعضى انسانها را بر برخى ديگر برترى داديم تا برخى از آنان برخى ديگر را به خدمت گيرند. نه اینکه اگر کسی دارای ثروت فراوانی بود تهیدستان را تحقیر و توهین کند. و فضیلت و برتری انسان ها بر یکدیگر در امور معنوی به خاطر آن است که همه انسان ها قابلیت درک فیض و دریافت وحی را به طور مستقیم از خداوند متعال ندارند و خداوند هر که را که از نظر وحی شایستهتر باشد برای رهبری گزینش مینماید: «اللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُیَجْعَلُ رِسَالَتَهُ»[4] چنان که پیامبران و امامان معصوم را بر همه انسان ها به خاطر قداست روحی آنان انتخاب نموده و به عنوان الگوی علمی و عملی برای هدایت جامعه بشریت معرفی کرده است.
با خبرچینی فرزندمان چگونه برخورد کنیم؟
۱- اگر مطالبی که کودک در جمع مطرح میکند، کم اهمیت یا بیاهمیت است؛ برای مثال وقتی میگوید: «شام چی خوردهایم یا دیروز کجا رفتهایم و...» هیچ واکنشی نشان ندهید.
۲- اگر مسائل مهم زندگیتان را در جمع بیان میکند یکی از دلایل مهم آن، این است که خودتان در حضور همسر یا بستگانتان همین کار را میکنید، بدون اینکه متوجه باشید فرزند شما با وجود اینکه مشغول بازی است، صحبتهای شما را میشنود. سعی کنید الگوی خوبی باشید و مسائل و رازهای خانوادگی را با دیگران مطرح نکنید، اگر هم این کار را انجام میدهید حداقل زمانی که او مدرسه است و درخانه حضور ندارد با دیگران صحبت کنید.
3...
❤️ عشق مردان شدیدتر است یا عشق زنان
مردان در مقایسه با زنان، زندگی زناشویی را با عشق شدیدتری شروعک میکنند،
اما زنان این عشق را در طول زندگی بیشتر حفظ میکنند. زنان زندگی زناشویی را با صمیمیت بیشتری شروع میکنند و در مرحله ازدواج که هنوز فرزندی ندارند، در مقایسه با مردان صمیمیت کمتری ابراز میدارند و در دوره فرزندپروری آن را بیشتر افزایش میدهند.
درحالیکه میزان صمیمیت مردان تقریباً سیر نزولی دارد
💚 عشق یک حالت روانشناختی است که دارای سه جزء است: شوریدگی، صمیمیت، تصمیم و تعهد.
فرزندم حسود است با او چه کار کنم ؟
– حسادت یکی از شایعترین واکنش هایی است که در اغلب کودکان و نوجوانان دیده می شود.
– حسادت زمانی بروز می کند که عامل رقابت منفی و مقایسه و هم چشمی و تبعیض مطرح باشد.
– حسادت علاوه بر ایجاد عصبانیت، تنفر و احساس خود کم بینی در بچه ها، باعث می شود در سنین بالاتر شخص تماس خود را با محیط و افراد اجتماع از دست بدهد و تنها بماند.
– حسادت غالبا با ترس درونی و خشم همراه است.
-.....
-راههای درمان

قانون مدني از ماده ۱۱۲۱ الي ۱۱۳۲ به فسخ نكاح تخصيص داده شده است و عيوب مرد و زن كه حق فسخ نكاح براي طرفين ايجاد مي كند، كاملاً عنوان شده است.
اما موضوعي كه بسيار اهميت دارد «تكليف مهريه» در فسخ نكاح و افتراق آن با طلاق است. مثلاً:
مردي با زني ازدواج مي كند بعد متوجه عدم بكارت زوجه مي شود، يا مورد ديگر، مردي در زمان ازدواج زوجه اي را انتخاب مي كند كه سالم بوده ولي بعد از ازدواج متوجه جنون وي مي شود حال چه قبل از ازدواج هم مجنون بوده و از وي مخفي كرده باشند و يا بعد از عقد مجنون شده باشد- چه به صورت ادواري و چه به صورت دائمي- و مثال هاي بسيار از اين تعداد... اما بسياري از مردم فكر مي كنند كه اگر در موارد اشاره شده در قانون مدني تقاضاي فسخ عقد نكاح را بدهند از پرداخت مهريه معاف مي شوند. در صورتي كه قانون بر خلاف اين عقيده است.
ماده ۱۱۰۱ قانون مدني اشعار مي دارد: «هرگاه عقد نكاح قبل از نزديكي به جهتي فسخ شود زن حق مهريه ندارد، مگر در صورتي كه موجب فسخ عنن باشد كه در اين صورت با وجود فسخ نكاح، زن مستحق نصف مهر است.»
در اين ماده اعلام شده كه اگر زن باكره باشد در صورت فسخ، مهريه به وي تعلق نمي گيرد مگر اينكه مرد بيماري عنن (ناتواني جنسي) داشته باشد كه در اين صورت نصف مهريه به وي تعلق مي گيرد.
حال اگر زن باكره نباشد هرگونه موارد فسخ اگر شامل زوج شود، باز هم مي بايست مهريه زوجه را پرداخت كند. زوجه نيز اگر مطرح كننده دعوي فسخ عقد باشد با توجه به بيماري هاي مندرج در قانون مدني در صورتي كه باكره نباشد مي تواند تمام مهريه خود را نيز همراه فسخ نكاح دريافت كند. تنها فرقی كه فسخ نكاح با طلاق دارد اينكه اگر زوجه در زمان باكره بودن تقاضاي طلاق دهد يا زوج در زمان باكرگي زوجه را مطلقه كند مي بايست نصف مهريه پرداخت شود اما در فسخ نكاح اگر زوجه باكره باشد مهريه اي به وي تعلق نمي گيرد. اما در صورت عدم بكارت زوجه چه در طلاق و چه در فسخ نكاح هيچ تفاوتي در پرداخت مهريه نيست و تمام مهريه مي بايست پرداخت شود.
چون بسياري از افراد به اين تصور كه چون موارد فسخ نكاح در زوجه آشكار شده قادر هستند كه از فسخ نكاح استفاده نمايند و از پرداخت مهريه به زوجه رهايي يابند. در صورتي كه فقط باكره بودن زوجه است كه موجبات رهايي از پرداخت مهريه را در فسخ نكاح فراهم مي كند، اما اگر زوجه باكره نباشد حال اگر مجنون باشد يا بيماري هاي ديگري از قبيل قرن، جذام، برص، افضاء، زمين گيري و نابينايي از هر دو چشم داشته باشد مرد اگر بخواهد نكاح را فسخ كند با دارا بودن شرايط مي بايست تمام مهريه همسرش را پرداخت نمايد.
ابتدا به نظر مي رسد بهتر است در صورت (عدم بكارت زوجه) زوج هميشه مطابق ماده ۱۱۳۳ قانون مدني از خواسته طلاق استفاده كند تا از فسخ نكاح و در اين باب ديگر نياز نيست كه به بيماري هاي فوق الاشعار در دادگاه اشاره نمايد، يا اقدام به اثبات تدليس در دادگاه كند و دليل ارائه دهد. چون در هر دو حالت مي بايست تمام مهريه را پرداخت كند، اين موضوع از مفهوم مخالف ماده ۱۱۰۱ برداشت مي شود. اما به اين راحتي ها هم نيست اين فقط در باب (مهريه) است.
اگر زوجه بخواهد عقد نكاح را فسخ كند در صورت بكارت زوج هيچ مهريه اي پرداخت نمي كند و در صورت عدم بكارت زوج تمام مهريه را پرداخت مي كند اما در خصوص طلاق اگر زوج بخواهد زوجه را مطلقه نمايد در صورت بكارت نصف مهريه و در صورت عدم بكارت :
۱- تمام مهريه
۲- اجرت المثل ايام زندگي
۳- در صورت دارا بودن شرايط، نصف دارايي
۴- نفقه معوقه و دوران عده را نيز بايد همراه مهريه بدهد
پرسش: قمه زنی در عصر حاضر چه حکمی دارد؟ آیا مصداق موّدت و نشان عزاداری محسوب می شود؟
پاسخ: ابتدا باید گفت: موّدت و دوست داشتن اهلبیت پیامبر مزد رسالت آن حضرت است.« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى[1]» ؛ اى پيامبر! به مردم بگو: من از شما بر رسالت خود هيچ مزدى نمىخواهم، جز اینکه اهلبیت من را دوست داشته باشید.
بعضی افراد میخواهند دوستی و مودت خود را به اهلبیت پیامبر با قمه زدن نشان دهند، اما باید بدانند قمهزدن مصداق موّدت و نشان عزاداری نیست؛ چرا که ضرورت بسیار مهمی است که در عزاداری سلایق شخصی که باعث مخدوش شدن وجههي دین و یا موجب وهن مذهب میگردد را وارد نکنیم. مذهب شیعه فرقهای پیشرو در جهان است و این پیشتازی مرهون برهان و استدلال علماست. نباید كاري كنيم كه اين برهان شکسته شود.
باید مراقب سوءاستفاده دشمن باشیم؛ عزاداري از طرفي عشق و احساس ميخواهد. و از طرفي ديگر نسبت به دنيا عقلانيت ميخواهد. دنياي امروز دنیای عقلانیت است. غیر شیعه نسبت به امام حسين(عليهالسّلام) عقل دارد، اما عشق ندارد و ما نميتوانيم با حرکات افراطی براي دنيایی که درک درستی از مسئله ندارد نفرت درست كنيم. هنر رسول الله(صلياللهعليهوآله) اين بود كه « كان يألفهم و لا ينفرهم»[2] الفت ایجاد ميكرد نه نفرت.
در صدر اسلام قمه زنی نبود ولی مسائلی از این دست وجود داشت؛ برخى از مسلمانان براى اينكه سخنان پيامبر را خوب درك كنند، درخواست مىكردند كه آن حضرت با تأنّى و رعايت حال آنان سخن بگويد. اين تقاضا را با كلمهی «راعِنا» مىگفتند. يعنى مراعاتمان كن. ولى اين تعبير در عرف يهود، نوعى دشنام تلقى مىشد، آيه نازل شد تا دشمن سوء استفاده نكند: «لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا»[3] به پيامبر نگوييد: «راعِنا» مراعاتمان كن، بلكه بگوييد: «انظرنا» ما را در نظر بگير. «راعِنا» از مادهى «رعى» به معنى مهلت دادن است. و از مادهى «الرعونة» به معنى كودنى و حماقت است.
افرادی که به عشق امام حسین(عليهالسّلام) قمه میزنند، عمل آنها به معنای راعنای اول، درست است. اما به معنی راعنای دوم که دشمن سوء استفاده میکند، قطعاً درست نیست. چون شما ساعت هشت عملی را انجام میدهید هشت و پنج دقیقه در کل دنیا پخش میشود. اگر بعضی از مراجع تقلید فتوا به حرمت ندادهاند، خود مکلف باید حساب کند که عملش است درست یا غلط. گوینده اخبار در تلویزیون اگر عطسه کنند، از تمامی تماشاگران عذرخواهی میکند. این درحالی است که هیچکدام از مراجع تقلید فتوا ندادهاند که اگر عطسه کردید معذرت خواهی کنید. اما چون میداند خبر او در کل دنیا پخش میشود بر خود وظیفه میداند عذرخواهی کند. اگر دشمن از قمه زنی سوء استفاده کند و این عمل توهین به شیعه تلقی گردد، هیچ مرجع تقلیدی توهین به شیعه را جایز نمیداند.
رابطهى بين فقر و قرآن
خيلى از افراد را مىبينيم كه ميليونر هستند، كار خوب، شغل مناسب و... امّا زندگىشان تلخ است يا خيلى از افراد كار خوبى دارند ولى هميشه فقيرند قرآن علت آنها را چنين بيان مىكند و مىفرمايد:« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ»[1] ما قرآن را نازل كرديم «وَ مَن أعرَضَ عَن ذِكرِي فإنّ لَهُ مَعِيشَهً ضَنْكاً»[2] هر كس به قرآن توجه نكند، و آن را پشت سربياندازد زندگى برايش سخت مىگردد، دچار فقر مىشود، پولدار هست اما چون قرآنى نيست زندگىاش شيرين نيست كار مىكند اما چون قرآنى نيست هميشه با فقر دست و پنجه نرم مىكند و...
إِنَّا و إِنَّي؛ در کارهای الهی
گاهی وقتها خداوند در قرآن ميفرماید: «إِنَّا»؛ به درستي كه «ما» و گاهي بیان میکند «إِنَّی»؛ به درستي كه «من». با اینکه همه میدانیم کسی غیر از خداوند بر کاری قادر نیست. آنجايي كه خدا كارهايش را خودش مشخصاً انجام بدهد ميگويد من كردم. مثل اين كه ميگويد «نَبِّئْ عِبادي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحيمُ»[1] بخشش فقط كار من است و كار هيچ كس نيست. اما جايي كه كارهايش را با واسطه انجام ميدهد ميگويد: ما كرديم. اين كه خدا باران ميدهد چون بارش باران با واسطه است؛ خورشيد ميتابد، آب اقيانوسها بخار ميشود ابر تشکیل ميشود وآنجاست که خداوند میفرماید ما باران را نازل کردیم. در مورد قرآن هم همینطور است چون به واسطهی جبرئيل نازل ميشود میفرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ في لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ»[2]
نکته جالب توجه از حرف الله
اسم مبارک « اللَّه» متشکل از چهار حرف است هرگاه همزه را انداختي مي ماند « لِلَّهِ» که اشاره است به «وَ لِلَّهِ كُلُّ شَيْءٍ» يعني همه چيز از اوست و اگر لام را انداختي و الف را گذاردي « إِله» مي شود که اشاره دارد به « وَ هُوَ إِلهُ كُلُّ شَيْءٍ» هر چيزي به او موجود است و اگر لام و الف را انداختي «لَهُ» مي شود، «وَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ » بازگشت هر چيزي به سوي اوست. و اگر لام از کلمه «لَهُ» انداخته شود، «هُ» باقي مي ماند «هُوَ» لفظي است که دلالت دارد بر سرچشمه عزت حضرت احديت و لفظ « هُوَ » مرکب است از دو حرف «هاء» و «واو». لفظ هاء، اصل است نسبت به واو، چون واو از اشباع ضمه هاء پيدا شده، پس در واقع «هُوَ» يک حرف است و دلالت دارد بر وحدت حضرت احديت.«وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»[1]
ابلیسی که از جنیان بود ولی عزازیل نامیده میشد یعنی عزیز خدا !!! و بالغ بر 6000 سال در رتبه ملایک بود و کسی نمیدانست او از فرشتگان نیست و هنگام امتحان الهی، خباثت پنهانش عیان گشت و برای اولین بار به خدا پیشنهاد تعویض عبادت را داد !!!!!
او اولین کسی بود که گفت :
*بجای* سجده بر تو نمازی بخوانم که هیچ ملک و نبی انگونه نماز نخواند!!!!
نتیجه پیشنهاد چه شد ؟
نه تنها پذیرفته نشد بلکه سزای این گستاخی رانده و ملعون شدن از درگاه خدا بود..
بعد از هزاران سال ابلیس از جایی که خود ضربه خورد، ضربات جبران ناپذیری به بنی بشر وارد کرد و اورا به تباهی کشید و همچنان میکشاند:
چطور ؟؟؟
او هیچگاه مستقیما نمیگوید نماز و روزه و حج را ترک کن .. بلکه استراتژی او اینست :
■■■ تقابل دستورات مستقیم و واجب خدا با سایر عبادات که عوامپسند تر هستند ■■■
به نمونه ها توجه کنید :
1- ترجیح میدهم بجای !! انکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم ... در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم !!
شرح : نویسنده با ظرافت نشستن در مسجد (با استعاره از نماز واجب ) را همراه با یک امر مذموم (حواس پرتی یا اشتغال به دنیا ) همراه کرده و یک مستحب ( تفکر به خدا) را جایگزین ان کرده
شنونده هم به به کرده و انرا تحسین نموده و پا جای پای شیطان میگذارد!!
2 " من رقص دختران هندو را از نماز پدر و مادرم بیشتر دوست دارم. چون آن ها از روی عشق میرقصند و این ها از روی عادت نماز میخوانند !!
شرح :
نویسنده این بار گستاخانه تر یک امر حرام را جایگزین دستور خدا نموده و علاوه بر تهمت به پدر و مادر خود، باز هم با ممزوج کردن یک صفت ظاهرا بد عمل کننده به عبادت واجب الهی، انرا با یک فعل حرام همراه با عشق !! مقایسه نموده و عمل شیطان را تبلیغ مینماید.
■■■■■
نظایر این نوع استراتژی شیطانی را در متون مختلفی که در دنیای مجازی برای شما می اید را میتوانید مشاهده کنید:
تقابل عبادات واجب با مستحبات عوام فریب:
حج با ←کمک مالی به مستمندان
روزه با← سیر نمودن گرسنگان
نماز با ←تفکر و تشکر زبانی از خدا
و ...
حتی مستحبات با مستحبات دیگر:
نذری و مجالس امام حسین علیه السلام با ← جهزیه برای نوعروسان
زکات فطره و خمس و کمک برای احداث مساجد و ضریح ائمه علیهم السلام و ..
تذکر:
هیچ کس منکر خوبی اعمال مستحبی نیست و اتفاقا همین کسانیکه به انجام واجبات اهمیت میدهند عمدتا موفقتر به انجام مستحبات هستند..
ولی استراتژی شیطان گمراهی بندگان و جابجایی اعمال است حتی در مواقعی تلاش میکنه بین خوب و خوبتر گزینه ما خوب باشه و همین کار، ابلیس را کافیست که انسان را از دایره دین خدا خارج نماید.