گریزهای مداحی امیر المومنین و شبهای قدر
پيامبر علي را به يك مسافرتي فرستاده بود. ام سلمه ميگويد: ديدم پيامبردعايي ميكند: «اللهم لاتمتني» خدايا مرا نميران.بسيار تعجب كردم. اما نيمه ی دوم دعا را كه شنيدم تعجبم برطرف شد «اللهم لاتمتني حتي تريني عليا». خدايا مرا نميران تا علی را ببینم.
ام سلمه ميگويد: يك دفعه يادم افتاد علي در مسافرت است. لذا پيامبر دعا ميكند: «خدايا مرا نميران تا علي را ببينم» اين شدتِ محبت پيامبر به علي است، اين قدر محبّت داشت، كه دوري اورا تحمل نميكرد.
گریز اول :
شب قدر قبل از امیر المومنین بود ، اما میدانید چرا علی شب نوزده رمضان ضربت خورد؟ دشمنان علی گفتند: کشتن علی عبادت است و اگر این کشتن در شب قدر باشد ثوابش بیشتر است. ابن ملجم با هزار دینار شمشیرش را زهرآلود کرده بود، تا حالا کسی جرأت نکرده بود به علی نزدیک شود و او را زخمی نماید سر مولا در سجده بود و تنها در آن سر جای زخم شمشیر عمر بن عبدود بود تا سر از سجده برداشت جبرئیل بین زمین و آسمان فریاد زد تهدمت والله ارکان الهدی.....
گریزها و روضه ها٬ نویسنده :سید علی موسوی باروق٬ ص۵۱
گریز دوم:شب19
امشب به اميرالمؤمنين چه گذشت؟ خانهي دخترش (ام كلثوم) بود [دختر به پدر خيلي علاقهمند است.] بعضي از نقلها دارد، آقا لحظاتي خوابيدند بعد بيدار شدند. اشك در چشمهاي مولا حلقه زد. مگر دختر ميتواند اشك بابا را ببيند. سئوال كرد: بابا، چرا گريه ميكني؟ فرمود: رسول خدا را در خواب ديدم، فرمود: هَلُمَّ الينا؛ علي جان، پيش ما بيا، ما مشتاق و منتظريم.
فرمود: بابا، شما چه عرض كردي؟ عرض كردم: يا رسولالله، و انا مشتاق اليه؛ من هم مشتاقم. من هم از اين بيمهريها، اين سختيها، از اين رنجها و از آن غصبها خسته شدهام.
مگر ميشود كسي بيست و پنج سال نگاهش به نگاه قاتلان همسرش بيفتد و براي خدا صبر كند؟! اميرالمؤمنين خيلي سختي كشيد.
سي سال گذشت، مثل امشبي در محراب عبادت صدا زد: فُزتُ و رَبِّ الكعبه هذا ما وَعَدالله وَرَسُولُهُ وَصَدَقالله وَرَسُولُه؛ اين همان وعدهي پيغمبر است. اين همان وعدهي خدا است به خداي كعبه رستگار شدم.
گریزها و روضه ها٬ نویسنده :سید علی موسوی باروق٬ ص۵۲
گریز سوم:
امروز خانهي اميرالمؤمنين چه خبر بود؟ اين دلها را ببريم كوفه پيش بچههاي اميرالمؤمنين. امروز آقا ملاقاتهايي داشتند. افرادي به ديدنش آمدند، تقريباً ميدانستند شوراي پزشكي، اميرالمؤمنين را جواب كرده است. تقريباً خود بچهها هم ميدانستند. خود حضرت هم فرموده بود: امشب پيامبر مرا دعوت كرده. لذا فرمود: حسن جان، هلُم اِلينا؛ بيا به سوي من، پيغمبر از من خواسته به ملاقاتش بروم. [وقتي كسي با خبر شود عزيزش يك شبِ ديگر پيش او نيست بيشتر ميسوزد.]
خيليها آمدند، التماس كردند، اصرار كردند كه داخل خانه بيايند. چون اتاق كوچك بود همهي آنها نميتوانستند داخل شوند، چند نفر ميآمدند و چند نفر ميرفتند. در همين حال حضرت ميفرمود: اگر سؤال داريد از علي بپرسيد، اما سئوالتان را كوتاه كنيد.
گریزها و روضه ها٬ نویسنده :سید علی موسوی باروق٬ ص۵۷
گریز چهارم:
وصيت كرده بود بدن شبانه به خاك سپرده شود. بدن بابا را غسل دادند، كفن كردند..! بدن را تشييع كردند. جلوي تابوت را فرشتهها برداشتند، پشت تابوت را حسنين گرفتند، آمدند قبري كه از قبل آماده شده بود كه محل دفن حضرت نوح و حضرت آدم است. بدن بابا را به خاك سپردند.
امام حسين خودش را روي قبر بابا انداخت؛ يا ابتاه؛ باباي خوبم! باباي غريبم! صَعْصَعة بن صوهان همراهشان بود، زير بغلهاي امام حسين را گرفت، فرمود: خدا صبرت دهد. صعصعه شروع كرد روضه خواندن و مرثيه خواندن. او ميخواند امام حسن و امام حسين گريه ميكردند.
يا اميرالمؤمنين، يا اباالحسن، بچههايت در كنار قبرت نشستند، صعصعه روضه خواند و آنها گريه كردند، بدنت را داخل خاك گذاشتند. اما قربان آن آقايي كه داخل قبرِ بابا، خودش روضه خواند و گريه كرد. خودش داخل قبر رفت و گفت: باباي خوبم، سر در بدن نداري تا صورتت را رو به قبله بگذارم، [اينها زبان حال است كه من ميگويم] باباي خوبم، تشنه به شهادت رسيدي. گفت و گفت.
گریزها و روضه ها٬ نویسنده :سید علی موسوی باروق٬ ص۶۱
جهت استفاده بهتر و بیشتر از روضه وگریزها کتاب گریزها و روضه ها٬
به قلم :سید علی موسوی باروق را تهیه نمایید.
روضه هاي چهارده معصوم و سوگنامه ي محرم و صفر و مصائب كوفه و شام و...
با استفاده از روضه ها و گريزهاي اساتيد فن روضه خواني؛ آيت الله ميانجي (ره) ، استاد هاشمي نژاد تهران، استاد سيدحسن عاملي اردبیلی، دكتر رفيعي و...
مقاتل معتبر؛ مقتل شوشتري ، لهوف، سحاب رحمت، نفس المهموم...
(روضه ٬ گریز و شعر مناسب با آن)
ناشر: قم ـ خیابان ارم ـ پاساژ قدس طبقه پنجم انتشارات صالحان
مراکز پخش
قم - خ ارم - كوچه ارك - پلاك 23 - نمايشگاه دائمى كتاب برادران عليزاده
قم - مركزپخش نوروزی - آقای نوروزی ـ همراه:۰۹۱۲۷۴۷۹۰۹۳
تبريزـ اول خيابان طالقانى جنب مصلى كتابسراى دريا
قطع وتعداد صفحات: رقعی۲۲۴صفحه قیمت:۲۵۰۰تومان

حوزوي سطح 3 فقه و اصول