از امام باقر بیاموزیم

ابي‏بصير مي‏گويد: "به زني قرآن مي‏آموختم. روزي با او مزاحي كردم. بعد وقتي خدمت امام باقر (ع) رسيدم، حضرت مرا عتاب كرد و فرمود: "كسي كه در خلوت گناه كند، خداوند به او توجهي نمي‏كند." من توبه كردم و از خجالت صورت خود را پوشاندم." [بحار، ج46، ص247]

ابي‏بصير مي‏گويد: "روزي به امام باقر(ع)عرض كردم: "شما ذريّه رسول خدا(ص)هستيد؟" فرمود: "آري". گفتم: "رسول خدا(ص)وارث همه انبياء بود؟" فرمود: "آري". گفتم: "و شما قادريد مرده را زنده كنيد و كور مادرزاد را شفا دهيد و اَبرص را شفا دهيد و از آنچه مردم مي‏خورند و ذخيره مي‏كنند خبر دهيد؟" فرمود:باذن اللّه.
سپس فرمود:  نزديك من بيا  وقتي نزديك شدم دستي به چشمانم كشيد. پس بينا شدم و دوباره دستي كشيد و به حالت اوّل برگشتم. سپس فرمود  اگر مي‏خواهي بينا باش و حسابت با خدا، يا نابينا باش و ثواب تو بهشت." گفتم: "بهشت را بيشتر دوست مي‏دارم
.[بحار، ج46، ص249] و[كشف‏الغمة، ج2، ص142]

شخصي به امام باقر (ع) نامه‏اي نوشت كه من گرفتار قرض سختي هستم. حضرت فرمودند: زياد استغفار كن و سوره قدر را قرائت كن. امام باقر (ع) فرمود: در قيامت شخصي مي‏بيند در پرونده اعمالش خون ريزي نوشته شده. عرض مي‏كند: خدايا من هرگز كسي را نكشته‏ام و خوني نريختم. جواب مي‏شنود فلان خبر را شنيدي و نقل كردي تا خبر رسيد به فلان ستمگر؛ در نتيجه مظلومي كشته شد و اين است سهم تو.[ كافي، ج2، ص370].

از امام باقر (ع) سؤال شد، مهدي كه آمد كارها خودبخود درست مي‏شود؟ فرمود: اگر چنين بود پيشاني پيامبر (ص) نمي‏شكافت و دندانش نمي‏شكست و الذي نفسي بيده حتي نمسح نحن و أنتم العرق و العلق ثم مسح جبهته [غيبت نعماني، ص284.]

از امام باقرعليه السلام درباره صلح امام حسن عليه السلام سؤال شد، ايشان فرمود:اگر صلح او نبود واقعه عظيمي پديد مي‏آمد.
و اگر جنگ مي شد ياوران واقعي امام حسن عليه السلام كه از زبدگان و رجال و باز ماندگان مهاجر و انصار بودند از بين مي رفتند و در سراسر دنيا جمعيتي كه نگاه دار مكتب اسلام باشد مثل اين گروه وجود نداشت.

نصراني به اسم امام باقر (ع) توهين كرد. فرمود:« نه، من باقرم، گفت: مادرت آشپز است. فرمود: «حرفه خوبي است». [ بحار، ج46، ص289].

شخصي به امام باقر (ع) گفت: من نماز و روزه مستحبي زيادي انجام نداده‏ام، ولي سعي كرده‏ام لقمه حرام نخورم و نكاح حرامي انجام ندهم. فرمود:أي جهاد أفضل من عفة بطن و فرج[ المحاسن، ج1، ص292]

.امام باقر (عليه السلام) فرمود: "فرزندي كه پدرش را از دست بدهد و نسبت به ديون او بي‏تفاوت باشد و برايش استغفار نكند، عاق مي‏شود و حتّي اگر در زمان حيات والدين عاق شده باشد، با پرداخت ديون آنها و استغفار براي آنها او برّ به والدين كرده است." [بحار الانوار، ج74، ص59].

به نقل محمّد بن موسي از امام باقر(ع)و امام صادق(ع) صلوات الله و سلامه عليهما. هر دو امام(ع)از حمّام بيرون مي‏آمدند در حالي كه عمامه به سر مي‏بستند، چه در فصل زمستان چه تابستان و مي‏فرمودند: اين كار از دردسر ايمني مي‏بخشد.امام صادق(عليه السلام):" پدرم امام باقر(عليه السلام)وقتي مشكلي برايش پيش مي آمد زنان و بچه‏ها را دستور مي‏دادند جمع شوند و دعا مي‏كردند و آنهاآمين مي‏گفتن[كافي، ج2، ص487].

امام باقر (ع) در حديثي مي‏فرمايند: در سه سالگي كلمه توحيد (لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ) و در چهار سالگي (مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ) را به كودكان ياد  دهند و در پنج سالگي رويش را به قبله متوجّه كنند و به او بگويند سر به سجده بگذارد. در شش سالگي ركوع و سجود صحيح را به او بياموزند و در هفت سالگي به طفل بگويند وضو بگير و نماز بگذار.ُ[من لا‌‌يحضره الفقيه، ج1، ص281.]