نیت
مثالى ديگر:يك ليوان آب را به سه نفر عرضه مىكنيم؛يكى نمىخورد، چون ميل ندارد، ديگرى نمىخورد چون قهر كرده است، سومى نمىخورد و مىگويد: نفر چهارم از من تشنهتر است، آب را به او بدهيد! اين سه نفر، در ننوشيدن آب يكسانند ولى به خاطر آن كه هدفهاى آنها متفاوت است، ارزش كارشان نيز تفاوت دارد.
در اسكناسها نخى كه نشانهى اصالت اسكناس و وسيله جدايى اسكناس اصلى از قلابى است، در عبادات نيز بايد ريسمانى محكم ميان بنده و خدا باشد كه همان قصد قربت و اخلاص است،اگر آن نخ نباشد يا پاره شود،رابطهانسان با خدا قطع و عمل مقبول نيست.پس نيت خالص موجب عمل خالص است
چند مثال ویاد آوری :
فرق ميان چاقوكش و جراح، نيت است.
يك لیوان آب را را سه نفر نمىخورند. يكى از قهر يكى...
اگر برق را از يخچال قطع كنيم، مىشود بشكه.
اگر روح را از بدن بگيريم، مرده مىشود.
+ نوشته شده در یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت 0:34 توسط موسوي باروق
|
حوزوي سطح 3 فقه و اصول