ما فقط می توانیم دنیای بیرون را کنترل کنیم. نمی توانیم احساس ناراحتی خود را کنترل کنیم اما می توانیم در رفتار خود ناراحتی مان را مدیریت و کنترل کنیم.

نمی توانیم فکر نگرانی خود در مورد دیر آمدن همسر یا فرزندمان را از بین ببریم اما می توانیم در برخورد با همسر و فرزند به خوبی رفتار کنیم و تلافی نگرانی خود را در رفتار با او نشان ندهیم.

 ما نمی توانیم خاطرات بد گذشته را کاملا فراموش کنیم اما می توانیم در رفتار خود اثر آن خاطرات در زندگی را کنترل کنیم.

ما نمی توانیم میل شدید درونی نسبت به ازدواج یا غذا خوردن در هنگام روزه را سرکوب کنیم اما می توانیم در رفتار خود؛ عفاف داشته یا صبر و تحمل نسبت به خوردن داشته باشیم.

همچنین ما نمی توانیم حس های بدنی خود مثل سرخ شدن؛ تپش قلب و تعریق هنگام رویارویی با یک موقعیت حساس را به صورت خود خواست و ارادی از بین ببریم اما می توانیم رفتار جرات ورز را بیاموزیم و در این موقعیت ها علی رغم وجود این حس های بدنی؛ از آن استفاده کنیم.

در نتیجه ما یک دنیای درونی داریم که شامل 5 مورد رنگی و پررنگ بالاست و ذهن در کنترل آن ها عاجز است. اما یک دنیای بیرونی داریم که یکی از آنها رفتار ماست و اتفاقا بسیار نیازمند کنترل و مدیریت توسط ذهن خلاق و کارآی ماست.

مراقب باشیم چیزی که خارج از توانایی ذهن مان است را از او نخواهیم